کتاب «دین برای خداناباوران» (۲۰۱۲) به جنبههای مثبت و نادیده گرفته شده ادیان میپردازد. با بررسی ادیان از دیدگاه افرادی که به وجود خدایان اعتقاد ندارند، میتوان به ارزشها و آموزههای اجتماعی بسیاری دست یافت که حتی برای افراد بدبین نیز مفید خواهد بود.
آلن دوباتن، فیلسوف و نویسندهی سوئیسی مقیم بریتانیا، با کتاب پرفروش خود «معماری خوشبختی» شهرت جهانی یافت. این کتاب حتی در فیلم محبوب «۵۰۰ روز با سامر» هم مورد توجه قرار گرفت. دوباتن علاوه بر نویسندگی، به عنوان عضو افتخاری موسسه سلطنتی معماران بریتانیا و انجمن سلطنتی ادبیات نیز فعالیت میکند.
دین از دیرباز نقش مهمی در شکلگیری فرهنگ و جوامع انسانی داشته است. چه در مورد بوداییهایی که به دنبال روشنگریاند، یا کاتولیکهایی که به کلیسا میروند و مسلمانانی که در مسجد نماز میخوانند، دین به زندگی افراد معنا و هدفی مشخص میدهد. اما دین چه تاثیری بر زندگی افرادی دارد که خود را مذهبی نمیدانند؟ آیا این افراد میتوانند از آموزههای دینی چیزی بیاموزند؟
بسیاری از افرادی که به دین اعتقادی ندارند بر این باورند که علم و منطق برای زندگی کفایت میکند. اما این کتاب نشان میدهد که این باور لزوما درست نیست. سنتها و آئینهای مذهبی نه تنها به ما یاد میدهند که چگونه حس تعلق و جامعهای که در دنیای مدرن از دست دادهایم را دوباره احیا کنیم، بلکه به ما کمک میکنند تا فراتر از واقعیتهای ملموس بیندیشیم و به دانش خود نگاهی جامعتر داشته باشیم.
وقتی از دین صحبت میکنیم، معمولا تصاویری کلیشهای در ذهنمان شکل میگیرد؛ خدایی با ریش سفید بر تخت آسمانی، کلیسای باشکوه و یا تابلویی از بوتیچلی. این تصورات نشان میدهند که ما اغلب دین و الهیت را دو مفهوم جداییناپذیر میدانیم. اما حقیقت این است که دین بسیار گستردهتر و پیچیدهتر از این تصورات ساده است.
اگر به وجود خدایان اعتقادی ندارید، شاید فکر کنید که دین هیچ چیزی برای آموزش به شما ندارد. اما حقیقت این است که شما میتوانید از جنبههای فرهنگی، اجتماعی و فلسفی دین بهرهمند شوید.
اگر به اخلاق فکر کنیم، متوجه میشویم که ایدههای مربوط به زندگی بهتر و رفتار خوب با دیگران، لزوما ریشه در دین ندارند. با این حال، به دلیل ارتباط تنگاتنگ اخلاق با دین، بسیاری از افراد غیرمذهبی از پرداختن به آن اجتناب میکنند. نیچه این ارتباط را «بوی بد دین» توصیف کرده است.
جامعهای که بر پایه دین بنا نشده نیز میتواند از برخی آیینها و جشنهایی که به زندگی معنا میدهند، بهره ببرد. همانطور که مسیحیت اولیه با ترکیب باورهای مختلف، توانست سنتهای جدیدی را پدید آورد، امروزه نیز میتوانیم با الهام از گذشته، آیینهایی برای خود بسازیم. برای مثال، جشن کریسمس با ترکیب جشنهای باستانی زمستانی و تولد مسیح شکل گرفت. همچنین، اپیکوروس (Epicurus) فیلسوف یونانی ایده تشکیل جوامع کوچک فلسفی را مطرح کرد که بعدها به پیدایش صومعهها منجر شد.
همانطور که میبینید، دین فقط به اعتقاد به خدایان و موجودات ماورایی محدود نمیشود. اما اگر شما اعتقادی به این موضوعات ندارید، ممکن است بپرسید که دین چه سودی برای شما دارد؟ در ادامه به این سوال پاسخ خواهیم داد.
۲۳ پاسخ
“دین برای خداناباوران” یه جورایی هم بحثبرانگیزه، هم فوقالعاده جالب! آلن دوباتن اینجا نمیاد بگه دین خوبه یا بده، بلکه از زاویهای بهش نگاه میکنه که کمتر کسی بهش پرداخته: چطور میشه از مفاهیم دینی استفاده کرد، حتی اگه به خدا باور نداشته باشی؟
دوباتن معتقده که دین فقط یه سیستم اعتقادی نیست، بلکه یه ابزار برای بهتر زندگی کردنه؛ چیزایی مثل مراسمهای جمعی، هنر، سنتها، و حتی ایدههایی که به آرامش ذهنی کمک میکنن. اون پیشنهاد میده که میشه این بخشهای مفید رو بدون نیاز به ایمان دینی توی زندگی شخصی به کار برد. مثلا چطوری میشه از مناسک مذهبی برای ایجاد نظم و آرامش توی زندگی استفاده کرد، یا اینکه چطور میشه از هنر و معماری مذهبی الهام گرفت، بدون اینکه نیازی به پذیرش کلیت دین باشه.
بخشی که برام خیلی جالب بود، این ایدهست که ما آدمها هنوز به یه سری راهکارهای روانی و اجتماعی نیاز داریم که ادیان توی طول تاریخ اونا رو به خوبی فراهم کردن. مثلا لحظاتی که نیاز به تسکین داریم، یا زمانهایی که میخوایم با بقیه احساس همبستگی کنیم. دوباتن اینو میگه که چرا باید همه این چیزای مفید رو کنار بذاریم، فقط چون مذهبی نیستیم؟
اگه از اون دسته آدمایی هستی که به فلسفه زندگی علاقه دارن و میخوان از نگاه جدیدی به دین و فرهنگ نگاه کنن، این کتاب یه پیشنهاد عالیه!
به نظرم دین تا وقتی که یک چیز درونی و شخصی بوده میتونه مفید باشه ولی وقتی همه جانبه بشه و کشور ها و دولت ها دست بزارن روش دیگه قدیس بودن خودش رو از دست میده.
خوب
هشتاد وچهارم تمام
در کتاب انسان خردمند اومده مهمترین عامل بقا انسان خردمند توانایی داستان گویی هست که عامل متحد شدن انسان هاست و دین یکی از مهم ترین ابزارهای داستان گویی و اتحاد انسان خردمند تا به امروز بوده
رنج و غم بخشی از زندگی هستند و همین باعث میشود که ما خوشحالیهای کوچک را بیشتر قدر بدانیم. در بسیاری از ادیان، پیدا کردن تعادل بین امید و ناامیدی خیلی مهم است
هرگاه احساس غم داشتید، یادتان باشد که خودتان را دلداری دهید.
حتی افرادی که به دین خاصی باور ندارند یا به وجود موجودات برتر اعتقادی ندارند، از حس امنیت و اطمینانی که نهادهای دینی مستحکم به پیروان خود میدهند، بینصیب نمیمانند. این حس امنیت ارزشمند، چیزی است که نهادهای سکولار ما نیز میتوانند از آن بهرهمند شوند.
دین با ایجاد جوامعی مبتنی بر همدلی، ارائه آموزشهای شخصی و اخلاقی مستمر و یادآوری جایگاه انسان در کائنات، از نقاط قوت بسیاری برخوردار است که قابل تقدیر همه افراد، صرفنظر از اعتقاداتشان، میباشد. اما متاسفانه در طول تاریخ مثل سایر چیزها اسباب سوء استفاده عدهای قرار گرفته.
“جامعه امروز ما، بر روی مراقبت از دیگران یا حتی خودمان چندان تاکید نمیکند، اما ادیان مختلف میتوانند به ما یاد دهند که چطور مهربان باشیم. مثلا در بسیاری از ادیان، مادرهایی وجود دارند که شخصیتهای مهمی هستند. مریم مقدس، ایسیس در مصر باستان، دمیتر در رم باستان و… همه نماد عشق و مهربانی هستند. این شخصیتها به ما یاد میدهند که احساساتمان را پنهان نکنیم و به آنها افتخار کنیم”
خیلی کتاب جالبی بود احتمالا نسخه کاملشو بخونم
اینکه دین باعث ایجاد وحدت میشه و میتونه اخلاق مداری در حامعه زنده کنه شکی نیست
اما کاش به دستاویز کردن دین و کشور گشایی ها و ادم کشی ها و بعد مخفی شدن زیر لباس دین هم پرداخته بشه
دین جنبه های تاریکی کمی در طول تاریخ بشیریت نداشته
چه جنگ هایی که سر همین دین به رده نیفتاده
بنظرم دین یه امر کاملا شخصی و هیچ دولت و کشوری حق دخالت در اون نداره و اتفاقا دین نباید باعث کاهش ازادی های فردی باش
چیزی که در جمهوری اسلامی کاملا واضح داره انجام میشه
شاید برای رهایی از تمام تبلیغاتی که با امیدهای دروغین ما را وسوسه میکنند، به یک جای بخصوص برای خودمان نیاز داشته باشیم؛ جایی که بتوانیم راحت احساس ناراحتی و رویاهای برآورده نشده خود را، حتی به صورت ناشناس، به اشتراک بگذاریم. این کار به ما یادآوری میکند که فقط ما نیستیم که در آن لحظه احساس بدبختی داریم.
خداروشکر
در دنیای امروز که بیشتر به آزادی فردی اهمیت میدهیم، شاید فراموش کرده باشیم که مهربانی و خوبی هم ارزش زیادی دارد. شاید بتوانیم با نگاهی به آموزههای دینی، این ارزشها را دوباره در زندگی خود احیا کنیم.
دین از طریق داستان، شعر، تاریخ و سخنرانیهای مختلف، این مفاهیم را به شیوهای ماندگار به ما یاد میدهند.
شاید بتوان از رفتار کشیشهای آفریقایی-آمریکایی برای روش تدریس الهام گرفت. آنها از روش قدرتمند پرسش و پاسخ استفاده کرده و پیامهای موعظهها را به گونهای اجرا میکنند که در ذهن مومنان باقی میماند.
یادتان باشد که خودتان را دلداری دهید.
ادیان همیشه به ما یادآوری میکنند که ما در این جهان بزرگ، چه جایگاهی داریم و نباید مغرور شویم.
دین چیز خوبیه و حس خوبی به آدم میده. اما بنظرم خیلی به حکمرانی هم ربط داره. توی جامعه ما چند سال پیش رو با الان مقایسه میکنم. میبینم رهبران ما باعث شدن تنها امید مردم که دین بود از چشمشون بیفته و یجورای ارزش دین رو با رفتارهاشون آوردن پایین.
دین وسیله ایست برای همدلی و اتحاد
میتونم بگم دین یک ایده یا طرز فکره که عده ایی از اون پیروی میکنن و عده ایی با اون مخالفن و این دو گروه همیشه باهم در کشاکش هستند .
هر کسی میخواد دیگری رو مجبور به پیروی از دین مورد تایید خودش بکنه.
برای اینکه اخلاق رو پیاده کنیم لزوما نباید دین دار باشیم. ولی منکر این نیستیم که خیلی از آموزه های دینی برای همدلی کردن نکات خوبی برای همه دارن. به نظرم جامعه امروز به تعقل و تفکر در همه جوانب زندگی بیشتر از هر چیزی احتیاج داره. و تقلید صرف در هر مقوله ای میتونه جلوی تعقل رو بگیره
لزوما دین باعث اخلاق مداری نمیشه و برعکسش هم همینطور. با اینکه کلی به مطالب نوشته شده نقد دارم و فکرکنم اینجا فضای کافی براش نباشه، قسمت اصلی کتاب که اشاره به اخلاق داشت رو دوست داشتم. هرچند که اخلاق لزوما تو چهارچوب دین نیست.
این که بشه از هر پدیده ای در جهان هستی نکات و زوایای متعددی دریافت کرد بسیار مقبول است.لازم نیست دین دار باشید ولی از نکات مثبت اش که میتونه در زندگی بهتر استفاده کرد.
کتاب خوبی بود از این باب که یک دیدگاه را مطالعه کردم

خیلی ممنون
نظری در مورد دین ندارم . ولی تو این کتاب یاد گرفتم که اتا کارینا (Eta Carinae) بزرگترین ستارهای که تاکنون شناخته شده است.
برای ایجاد یک برند قوی، میتوان از شیوههای موفق برندسازی در نهادهای دینی الهام گرفت.
با اینکه به شدت اعتقاد دارم که ذات دین خوبه و افرادی که تبلیغش میکنن خرابن، ولی به یه چیز دیگه هم معتقدم. اینکه انسانیت تنها دینیه که برای همه واجبه ازش پیروی کنن
ما دین ها رو با افرادی که تبلیغ و معرفیش میکنن میشناسیم و چون عموما انسان های فاسد و سخت گیری هستند، عملا کمتر کسی به دین هایی که اینا معرفی میکنن پایبند میمونن.
با وجود تمام فوایدی که دین ها میتونن داشته باشن، ولی عموما منشا بزرگترین و زشت ترین درگیری های تاریخ بودن
و کاش میشد فقط همه به انسانیت و اخلاق باور داشتن….