کتاب جنبه مثبت بی‌منطق بودن

مزایای غیرمنتظره‌ی بی‌منطق بودن

169 نفر در حال مطالعه این کتاب هستند.

دن آریلی، نویسنده‌ کتاب جنبه مثبت بی‌منطق بودن با استفاده از علم اقتصاد رفتاری نشان می‌دهد که چرا ما گاهی غیرمنطقی هستیم، این غیرمنطقی بودن چطور بر تصمیم‌های ما اثر می‌گذارد و چطور می‌توانیم انتخاب‌های بهتری داشته باشیم.

دن آریلی، اقتصاددان و پژوهشگر حوزه‌ی اقتصاد رفتاری و بنیانگذار شرکت‌های گوناگون در زمینه‌ی اقتصاد و علوم شناختی و رفتاری است. وی تا سال 2008 استاد دانشگاه MIT بود؛ اما از آن سال تاکنون، در دانشگاه دوک به پژوهش در زمینه‌ی اقتصاد رفتاری و روانشناسی پول مشغول است.

خلاصه کتاب جنبه مثبت بی‌منطق بودن

حاوی 8 ایده کلیدی
The Upside of Irrationality
The Unexpected Benefits of Defying Logic at Work and at Home
متن ایده‌های کلیدی کتاب
مقدمه

مقدمه‌ای بر کتاب جنبه مثبت بی‌منطق بودن

همه‌ی ما دوست داریم تا جای ممکن خردمندانه و عاقلانه رفتار کنیم. اگر همیشه می‌دانستیم بهترین انتخاب چیست، به سطح بهتری از زندگی دسترسی پیدا می‌کردیم. در نظر بگیرید زندگی چقدر بهتر می‌شد اگر همیشه در هنگام خرید، انتخاب معشوقه یا هنگام انتخاب مسیر شغلی، به‌خوبی می‌دانستیم چه چیز برای ما بهتر است و بهترین گزینه را انتخاب می‌کردیم.

ولی این‌ها، تصورات و آرزوهای ماست؛ ما در دنیای واقعی طور دیگری رفتار می‌کنیم و رفتارهای نابخردانه از خود نشان می‌دهیم. اما منظور این نیست که نمی‌توانیم هیچ کار درستی انجام دهیم و باید خود را تسلیم کنیم.

دن آریلی در کتاب جنبه مثبت بی‌منطق بودن برخی از مهم‌ترین رفتارهای غیرعقلانی ما را بررسی و روش استفاده‌ی مثبت از آن‌ها را بیان کرده است. در ادامه، نکات و نظرات دن آریلی را درباره‌ی این جهان وارونه می‌خوانیم.

ایده کلیدی 1

1 پاداش بزرگ همیشه بهترین راه برای انگیزه دادن نیست

بیشتر ما فکر می‌کنیم که اگر پاداش بزرگی به افراد بدهیم، انگیزه‌ی آن‌ها بالاتر می‌رود، کارها را با دقت و انرژی بیشتری انجام و خروجی با کیفیت‌تری تحویل می‌دهند. این تفکر طرفداران زیادی هم دارد و بد نیست بدانید بر اساس همین منطق، مدیران عامل و معامله‌گران سهام سالانه پاداش‌های خیره‌کننده‌ای می‌گیرند.

اما این تفکر سال‌هاست زیر سؤال رفته و مطالعات متعددی هم در این زمینه صورت گرفته است. مثلاً در یک مطالعه موش‌ها را در یک هزارتو قرار دادند، به آن‌ها شوک الکتریکی وارد کردند و انتظار داشتند با این کار موش‌ها سریع‌تر راه فرار را پیدا کنند؛ ولی نتیجه‌ی پژوهش چیز دیگری را نشان داد. هرچه قدرت شوک بالاتر می‌رفت، پیدا کردن راه فرار برای حیوان‌ها هم سخت‌تر می‌شد و وقتی فشار خیلی زیاد شد، موش‌ها در نهایت ایستادند و نقشه‌ی هزارتو را به‌کل فراموش کردند.

ما انسان‌ها هم همین‌طور هستیم؛ یعنی اگر شوک را با پول و انسان را با موش جابه‌جا کنیم، متوجه خواهیم شد که وقتی پای یک پاداش بزرگ در میان باشد، تمرکز کردن بسیار سخت‌تر خواهد شد و میزان تمرکز ما کم می‌شود. ما هم مثل موش‌ها، هرچه تحت فشار بیشتری قرار بگیریم، به همان میزان عملکردمان هم افت خواهد کرد و نمی‌توانیم بهترین عملکرد خود را نشان دهیم.

باور عموم این است که انسان‌ تحت فشار، عملکرد بهتری دارد. اما نکته این‌جاست که این موضوع فقط در کارهای مکانیکی و فیزیکی صادق است. وقتی صحبت از نوآوری و خلاقیت باشد، داستان متفاوت است. این موضوع را به‌وضوح می‌توان موقع سخنرانی مشاهده کرد. ما وقتی تنها هستیم، ارائه‌ی فوق‌العاده‌ای داریم؛ اما وقتی در مقابل مخاطب قرار می‌گیریم، همه‌چیز خراب می‌شود. علت چیست؟ علت این است که ما برای تحت‌تأثیر گذاشتن دیگران بیشتر تحت فشار قرار می‌گیریم.

برعکس چیزی که تصور می‌کنیم، وجود یک پاداش بزرگ نه‌تنها باعث بهبود عملکرد نمی‌شود؛ بلکه در بسیاری از مواقع باعث افت عملکرد هم خواهد شد. چرا؟ چون باعث می‌شود ما تحت فشار قرار بگیریم و هرچه بیشتر تحت فشار قرار بگیریم، عملکردمان هم افت می‌کند. خصوصاً اگر آن پاداش بزرگ، پاداش نقدی باشد.

اگر تحت فشار قرار دادن یا دادن پاداش بزرگ جواب نمی‌دهد، پس راهکار چیست؟

برای جواب به این سؤال راهکارهای مختلفی داریم: یک راه این است که به کارمندان پاداش میانگین بدهیم؛ یعنی افراد بر اساس میانگین عملکرد پنج‌ساله‌ی خود پاداش بگیرند. این کار باعث می‌شود کمتر تحت فشار قرار بگیرند و در نتیجه با اضطراب کمتر، عملکرد بهتری از خود نشان دهند.

ایده کلیدی 2

2برای تقویت انگیزه در افراد، به‌جای پرداخت پول بیشتر تلاش کنید حس ارزشمند بودن در آن‌ها تقویت شود

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 3

3ما برای کارهای خود بیشتر از کارهای دیگران ارزش قائل می‌شویم

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 4

4ما در نهایت به همه چیز عادت می‌کنیم

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 5

5در و تخته با هم جفت می‌شوند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 6

6صنعت زوج‌یابی آنلاین، محکوم به شکست است

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 7

7مرگ یک نفر بدتر است یا مرگ میلیون‌ها نفر؟

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
ایده کلیدی 8

8اتفاقات زودگذر باعث ایجاد احساس بد و ماندگار می‌شوند

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
خلاصه نهایی

پیام کلیدی کتاب

برای مشاهده این بخش از محتوا، لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
کتاب‌های دیگر از دن آریلی
3 کتاب
نظرات و دیدگاه‌های شما
47 دیدگاه

47 پاسخ

  1. منطقی هستیم. بااین‌حال هنگامی که در معرض تصمیم‌های سخت قرار می‌گیریم، به هیچ وجه منطقی رفتار نمی‌کنیم.

  2. قسمتی که راجع به رفتار پرخاشگرانه و ماندگاری آن بود خیلی جالب بود

  3. آیا اسیر عادت‌های گذشته‌ی خود هستید و تصور می‌کنید نمی‌توانید آن‌ها را تغییر دهید؟ شاید شما هم مثل بسیاری از افراد فکر می‌کنید که قدرت تغییر عادت‌هایتان را ندارید؛ ولی ما انسان‌ها بسیار منعطف‌تر از چیزی هستیم که به آن فکر می‌کنیم.

  4. مطالب کتاب بسیار جالب بود. حتما کتاب را به طور کامل مطالعه خواهم کرد.

  5. به هرحال انسان موجودیه که جدا از عقل دارای احساس و عاطفه و خشم هست و طبیعیه که در موارد مختلف و مهم و زیاد، بی منطق باشه و غیر منطقی تصمیم بگیره
    ما فقط میتونیم این محرک رو تا حد زیادی کنترل کنیم البته با آگاهی و تمرین کردن

  6. کتاب خیلی خوبی بود. ممنون از اشتراک گذاری.
    واقعیت این است که ما توانایی ویژه‌ای در سازگاری با شرایط جدید داریم. هر تجربه‌ای که ما را از شرایط عادی دور کند، در صورت تکرار، به مرور زمان برایمان عادی می‌شود و پس از مدتی به این شرایط جدید عادت می‌کنیم.

  7. ما انسان‌ها دوست داریم تصور کنیم که موجوداتی منطقی هستیم. بااین‌حال هنگامی که در معرض تصمیم‌های سخت قرار می‌گیریم، به هیچ وجه منطقی رفتار نمی‌کنیم

  8. وقتی کار معنادار باشد (نه فقط معنای پولی)، انگیزه‌ی ما برای انجام آن کار هم بیشتر خواهد شد.

  9. پنجاه و یکم تمام
    کتاب جالبی بود بعلاوه اینکه این مورد تصمیمات غیر منطقی ما در شرایط سخت نیز جزیی از سوگیری های شناختی ما است

  10. براساس نظریه فروید ما انسان ها فقط توهم اینو داریم ‌که فرمانروای منطق و عقل خود هستیم .

  11. درواقع تصمیمات کوتاه‌مدت براساس احساسات گذرا (مثل فریاد کشیدن در زمان عصبانیت)، بر تصمیمات بلندمدت اثر می‌گذارند. پس ما باید بیشتر مراقب رفتارمان باشیم.

  12. تردیدی نیست که اگر منطقی تر بودیم و بایستی های خود را رعایت می کردیم خیلی عالی می شد. ولی متاسفانه این طور نیستیم. شما برای این موضوع که میلیون ها عضویت در باشگاه های ورزشی بدون استفاده می ماند و یا چرا مردم با پیامک فرستادن در هنگام رانندگی جان خود را به خطر می اندازند یا چرا های دیگر چه توضیح دیگری دارید؟ اینجاست که اقتصاد رفتاری پا به عرصه می گذارد. در این حوزه فرض ما بر این است که مردم به طور کامل معقول و ماشین های حساب هستند. به جای آن می بینیم که مردم به واقع چطور رفتار می کنند و اغلب مشاهداتمان ما را به این نتیجه می رساند که ابنای بشر غیر منطقی اند.

  13. اگر شوک را با پول و انسان را با موش جابه‌جا کنیم، متوجه خواهیم شد که وقتی پای یک پاداش بزرگ در میان باشد، تمرکز کردن بسیار سخت‌تر خواهد شد و میزان تمرکز ما کم می‌شود.

  14. مارکس باور داشت تقسیم کار باعث بیگانگی با کار می‌شود. با جدا کردن کارگران از معنای کار، آن‌ها احساس هدف خود را از دست خواهند داد و در نهایت بی‌انگیزه خواهند شد.

  15. خداروشکر
    اگر شوک را با پول و انسان را با موش جابه‌جا کنیم، متوجه خواهیم شد که وقتی پای یک پاداش بزرگ در میان باشد، تمرکز کردن بسیار سخت‌تر خواهد شد و میزان تمرکز ما کم می‌شود.
    این مقایسه را نمی توانم وجدان کنم
    باید کار ما معنادار باشد تا انگیزه‌ی انجام آن‌ را داشته باشیم.
    یک توصیه‌ی مهم: دفعه‌ی بعدی که فرزندتان شما را عصبی کرد، کمی صبور باشید و خود را کنترل کنید؛ چون حفظ آرامش جلو آسیب کوتاه‌مدت و بلندمدت را می‌گیرد. اگر فریاد بزنید ممکن است فرزند شما گریه کند و همین عامل باعث ناراحتی شما می‌شود. و هرچند که ناراحت می‌شوید؛ اما شما ناخواسته از این رفتارتان الگو می‌گیرید و در موقعیت‌های مشابه بعدی این کار را تکرار خواهید کرد.
    ممنونم

  16. شخصیت ما بیش از جمیع صفات جداگانه ماست👏👏👏👏
    حتما توصیه میکنم مجدد بخونین

  17. ولی چه جالب نمیدونستم میشه به پودر کیک تو همون کارخونه تخم مرغ اضافه کنن کاش حالا که توی قرن بیست و یک هستیم تخم مرغ هم اضافه کنن که زحمتمون کمتر بشه در هر صورت ما اسمشو خونگی میذاریم 😁👩‍🍳

  18. “سازگاری لذت‌جویانه در خریدهای ما نیز کاربرد دارد. ما به چیزهایی که داریم، عادت می‌کنیم و ممکن است بعد از مدتی برایمان جذابیتی نداشته باشد. همین عامل باعث می‌شود که ما مدام چیزهایی جدید بخریم و خیال کنیم این چیزها باعث خوشحالی ما خواهند شد”

  19. این کتاب دن آریلی واقعاً به نظرم یه نگاه تازه به دنیای تصمیم‌گیری‌ها میده. ما معمولاً فکر می‌کنیم که باید همیشه منطقی باشیم، اما آریلی نشون می‌ده که خیلی وقت‌ها همون تصمیمات بی‌منطق، به طور غیرمستقیم می‌تونن بهترین نتیجه رو برامون داشته باشن.

    بخشی که خیلی برام جالب بود این بود که چطور رفتارهای غیرمنطقی می‌تونن در واقع روابط انسانی رو بهتر کنن. مثلاً نشون می‌ده که چطور هدیه دادن یا کمک کردن به دیگران، حتی اگه منطقی به نظر نرسه، باعث میشه که روابط ما قوی‌تر بشه.

    از نظر من توی دنیای کسب‌وکار هم این ایده‌ها کاربرد دارن. شاید تصمیم‌های بی‌منطق تو یه استراتژی بازاریابی یا حتی نوع معرفی یه محصول بتونه یه جذابیت خاص پیدا کنه که به ذهن مشتری‌ها نرسیده باشه.

    فکر می‌کنم گاهی توی زندگیمون باید اجازه بدیم که بخشی از دنیای بی‌منطقی هم وارد بشه، چون ممکنه برامون فرصت‌های جالب و جدید بسازه. برای خودت هم یه وقت‌هایی بوده که تصمیمات بی‌منطقی گرفته‌ای و نتیجۀ خوبی گرفته‌ای؟

  20. وقتی ما احساس می‌کنیم کسی برای کار ما ارزش قائل نیست، انگیزه‌ی خود را از دست می‌دهیم. همین ی جمله رو اگه کارفرماها درک کنن، اوضاع روحی کارمندا از زمین تا آسمون عوض میشه. کتاب با ارزشی بود. ازینکه وقت گذاشتم و مطالعش کردم خیلی خوشحالم. با تشکر از اکوتوپیا

  21. مهم‌ترین چیزی که با خوندن این کتاب دستگیرم شد این بود که خیلی‌وقت‌ها اون‌جوری که ما فکر میکنیم درست نیست و میتونه دلایل و عوامل دیگه‌ای هم وجود داشته باشه.

  22. کتاب جالبی بود و حقایق درستی رو درمورد رفتار ما می‌گفت خوب بود

  23. گاهی ما انسانها نیاز داریم ک در همدلی بیشتر احساسی باشیم تا منطقی

  24. بدانیم که برای داشتن انتخاب‌های خوب لازم است از غیرمنطقی بودن خود و نحوه‌ی مواجهه با آن آگاه باشیم.

  25. درود و خداقوت 🌱 خیلی خیلی کتاب عالی بود، و خوندن این کتاب باعث شد به خودم نگاه دقیق تری بیندازم.
    چند نکته رو دوست داشتم:
    1_نکته ی قابل توجه اینجاست که ما در دنیای واقعی طور دیگری رفتار میکنیم و معیارهای انتخابمان هم متفاوت است.
    2_ما برای انجام یک کار و یا رفتار در همان لحظه ،به رفتار مشابهی که در گذشته انجام داده ایم، رجوع میکنیم.به عبارت بهتر برای فهمیدن این که باید چه کنیم،به اندازه ای که از دیگران الگو می‌گیریم،از خودمان نیز راهنمایی میگیریم.رفتار ما در گذشته الگویی می‌شود برای رفتار ما در آینده و به مرور خیال میکنیم برای آنچه انجام داده ایم،دلیل خوبی داشته ایم و در آن زمان کار درست را انجام داده ایم.
    عالی بود تشکر از زحمات و سایت بی نظیرتون 💚✨

    1. باید بدانیم که برای داشتن انتخاب های خوب لازم است از غیر منطقی بودن خود و نحوه مواجهه با آن آگاه باشیم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لوگوی اکوتوپیا کامل