کتاب گاو بنفش دربارهی این است که چرا بازاریابی سنتی دیگر مؤثر نیست و چرا برای موفقیت باید گاو بنفش درست کنید. گاو بنفش یک محصول متمایز است که در میان هزاران محصول، به چشم میآید. بعد از آن که گاو بنفش خود را ساختید، حالا وقت آن است که برایش تبلیغ کنید.
این کتاب برای چه کسانی مفید است؟
ست گادین یک کارآفرین موفق است. او در زمینهی بازاریابی و رهبری، نویسندهای مشهور و سخنرانی تأثیرگذار به حساب میآید. ست گودین دو شرکت تأسیس کرده و بیش از هجده کتاب نوشته است. کتاب مشهور او به نام گاو بنفش یکی از پرفروشترین کتابها در زمینهی بازاریابی است.
تصور کنید که به یک گله گاو نگاه میکنید، چه میبینید؟ احتمالاً گاوهایی مشکی و سفید. اگر خیلی خوششانس باشید، ممکن است یک گاو قهوهای هم ببینید. اما احتمالاً این رنگها توجه شما را به خود جلب نکنند.
اما چه اتفاقی میافتد اگر در وسط گله، یک گاو بنفش ببینید!
این گاو چیزی نیست که بتوانید نادیدهاش بگیرید، یک گاو بنفش واقعاً قابلتوجه است!
به همین ترتیب اگر محصول شما مثل گاوهای معمولی، سیاه و سفید یا قهوهای باشد، نمیتوانید امیدوار باشید که توجه کسی را به خود جلب کند. شما باید یک چیز استثنایی درست کنید: یک گاو بنفش.
در این کتاب روش خلق گاو بنفش را با هم یاد میگیریم.
ممکن است متوجه شده باشید که در بازاریابی تغییرات بزرگی اتفاق افتاده است.
قدیمترها، اگر تلویزیون را روشن میکردید یا روزنامه میخواندید، فقط چند تبلیغ میدیدید. این کم بودن تبلیغات باعث میشد که تبلیغات قابلاعتماد به نظر برسند.
اما امروزه محصولات متعدد به روشهای متنوع تبلیغ میشوند که خود این عامل باعث شده مصرفکنندهها در تبلیغات غرق شوند.
همهی این صحبتها یعنی جلب توجه مصرفکننده تقریباً غیرممکن شده؛ زیرا مردم امروز بیش از حد درگیر هستند و دیگر نمیتوانند به تبلیغات اطراف خود توجه کنند.
نویسندهی کتاب گاو بنفش، یک بار در یک هتل، از دوستانش که در حال ورق زدن روزنامه بودند، خواست تا اسم دو شرکت را بگویند که در روزنامه آگهی تمامصفحه داشتند. هیچکس حتی اسم دو شرکت را به یاد نمیآورد.
واقعیت این است که مردم تبلیغات را نادیده میگیرند؛ مگر اینکه نیازی از آنها را برآورده کند. مثلاً شما تبلیغات یک ماشین را نمیبینید؛ مگر اینکه بخواهید ماشین بخرید.
معنی این حرف این است که قدرت تبلیغات در رسانههای جمعی از بین رفته است.
فرض کنید شرکت شما یک تبلیغ به تلویزیون داده است. مردم این تبلیغ را خواهند دید؟ بله، اما تعداد بسیار کمی از آنها محصول شما را میخواهند. تعداد کمی از این افراد ممکن است به این تبلیغ توجه کنند و از بین کسانی که توجهشان جلب شده، تعداد بسیار کمی محصول شما را میخرند.
تصور کنید که در حال ساختن یک برند جدید برای یک داروی مسکن هستید و میخواهید آن را تبلیغ کنید. مشکل اینجاست که در حال حاضر تعداد زیادی مسکن در بازار موجود است. یعنی شما باید بر سه مانع غلبه کنید:
این موانع، رسیدن به مشتریان هدف و بازاریابی محصولات را چالشبرانگیز میکند.
52 پاسخ
راهبری دیدگاهها
در بازار شلوغ امروزی، دیگر جایی برای محصولات یا خدمات «معمولی» نیست.
چهل و پنجم تمام
این کتاب را قبلا خوانده بودم به نظرم ایده این کتاب یک مقدار قدیمی است و ترکیب آن با ابزارهای جدید بازاریابی بسیار موثر تر است
البته همیشه متمایز بودن باعث برتری نسبت به رقبا نمیشه نمونه اش شرکت ال جی بود که زمانی گوشی های پرچمدار خاص و امکانات خاص تولید میکرد در بازار اقبالی نداشت
خداروشکر
مردم امروز بیش از حد درگیر هستند و دیگر نمیتوانند به تبلیغات اطراف خود توجه کنند.
واقعیت این است که مردم تبلیغات را نادیده میگیرند؛ مگر اینکه نیازی از آنها را برآورده کند.
بازاریابی توجه است.
به طور خلاصه بازاریابی یعنی اینکه چطور میتوانیم محصولی بسازیم که مردم دربارهی آن صحبت کنند.
بازاریابی به معنای یافتن یک مزیت رقابتی است که شما را از رقبا متمایز کند.
تمایز یک استراتژی در بازاریابی و اقای کاتلر در موردش اینطور میگه :
استراتژی تمایز عبارت است از طراحی مجموعهای از تفاوتهای معنیدار برای تشخیص پیشنهادات شرکت (یعنی محصولات) از پیشنهادات رقبا.
یک کتاب خوب دیگه
نمی توانید مردم را به شنیدن و توجه کردن مجبور کنید؛ اما می توانید بفهمید چه کسانی به شنیدن حرف هایتان علاقه مندند. حتی اگر افراد به پیشنهادهایتان مبنی بر کمی ارزان تر یا آسان تر بودن گوش بدهند، باز هم این چیزی جز اتلاف وقت نیست. مخاطبانی در فضای بازار کار موثرند که نیازی برای رفع کردن دارند. آن ها زمانی برای شنیدن داستانتان آمادگی دارند که کاملا متمایز و خاص باشید؛ درغیر این صورت، نادیده گرفته می شوید. اگر متمایز هستید، این طبیعی است که بعضی افراد شما را دوست نداشته باشند. این بخشی از تعریف متمایز بودن است. انتقاد به سوی کسانی حمله ور می شود که برجسته و بارز هستند.
انتقاد به معنای شکست نیست. اگر هیچ منتقدی نداشته باشید باید نگران باشید؛ زیرا نبود منتقد به معنی ایستادن در دایرهی امن است و همانطور که قبلاً گفتیم، امنیت سرآغاز شکست است.
تشکر
“انتقاد به معنای شکست نیست. اگر هیچ منتقدی نداشته باشید باید نگران باشید؛ زیرا نبود منتقد به معنی ایستادن در دایرهی امن است و همانطور که قبلاً گفتیم، امنیت سرآغاز شکست است”
کتاب فوق العاده ایه که نسخه کاملشو حتما میخونم🤌🏻
سلام
جذب بخشی از اقلیت بازار ، نکته تکراری بازار هستش که خوب بود واقعا ،
سه تا نکته خوب دیگه هم داشت :
۱ـمردم تبلیغات را نادیده میگیرند؛ مگر اینکه نیازی از آنها را برآورده کند
۲ـبرای افرادی بازاریابی کنید که راهحل مشکلاتشان دست شماست
۳ـیک محصول استثنایی همیشه انتقادها را به خود جلب میکند
مرسی از اکوتوپیا
کتاب فوق العاده ای بود. ایده های جذابی داشت. به نظرم درکنار سایر کتاب های این حوزه که تا الان اینجا خوندیم پازل کاملی رو تشکیل میده برای سر و سامان دادن به یک کسب و کار
مطالب کتاب برای صاحبان کسب و کار بسیار مفیده
ممنونم از این خلاصه کتاب،خیلی برام نکته داشت،دارم کسب و کاری و شروع میکنم و کلی ازش یاد گرفتم،حتما کاملشو میکنم👌🏻🤌🏻🌱
با اینکه شغلم بیزنس و فروش محصول نیست ولی کتاب جالبی بود برام که شیوه بازاریابی و تبلیغات چقدر تغییر کرده و شررکتهای بزرگ بر اساس نیاز مشتری دارن تولید میکنن و این مورد حتی در شبکههای مجازی هم میشه دید( مثال بارزش اینستا که اگر یکی دو تا ریلز یا پست رو بپسنددی، دیگه اکسپلورت پر میشه از همون تاپیک)
البته دسته بندی مشتریان به دستههای نوآور و پذیرندگان اولیه و اکثریت متاخر و سنتیها منو یاد بخشی از کتاب با چرا آغاز کنید انداخت.
روزی که مشاوره رو شروع کردم یکی از کتابایی که خوندم وخیلی بهمکمک کنم سهمی از بازار رو داشته باشم همین کتاب بود . با خوندن متنش و تصورش تو زمینه فعالیتت، کلی ایده میاد سراغت که میتونی اجرا کنی و تاثیرش رو ببینی .
خلاصه “کتاب گاو بنفش” از ست گادین خیلی توجهم رو جلب کرد. ایدهی اصلیش اینه که توی دنیایی که پر از محصول و سرویس مشابه شده، فقط اونایی که “متمایز” باشن میتونن نظر مردم رو جلب کنن. مثل یه گاو بنفش وسط یه گله گاوهای قهوهای.
اون بخشی که بیشتر از همه بهم چسبید این بود که میگه “متمایز بودن” فقط این نیست که ظاهر محصولت عجیب و غریب باشه. باید جوری باشه که بهطور واقعی و عمیق برای مخاطب خاصت جذابیت داشته باشه. انگار بهت یاد میده که به جای این که سعی کنی همه رو راضی کنی، بری سراغ آدمهایی که دقیقا به چیزی که تو داری نیاز دارن.
یه چیزی که خودم هم خیلی باهاش ارتباط گرفتم اینه که ست گادین میگه ترس از متمایز بودن، کسبوکارها رو فلج میکنه. ولی واقعیت اینه که فقط با متمایز بودن و شجاعت توی ارائه یه چیز جدید میتونی دیده بشی.
نظر تو چیه؟
اگه یه گاو بنفش برای کسبوکار خودت بخوای بسازی، فکر میکنی اون تمایز چی میتونه باشه؟
کتابهایی که معرفی میشه داره توو ذهنم کم کم به صورت مکمل شکل میگیرن، مثلا در کتاب “با چرا آغاز کنید” هم میگفت یکسری اقلیت متعهد به محصولتون رو اگر جذب کنید همین اقلیت با تعریفهاشون اکثریت رو براتون جذب میکنند و محصولتون موفق میشه
خیلی کتاب جذاب نبود
نحوه تبلیغ و بازاریابی تغییر کرده، کسب و کارها باید به دنبال ایده های خلاقانه و نوآورانه باشند هم بزای محصول و هم برای تبلیغات و از ایده های هوشمندانه استفاده کنند.
اگر هیچ منتقدی نداشته باشید باید نگران باشید؛ زیرا نبود منتقد به معنی ایستادن در دایرهی امن است و همانطور که قبلاً گفتیم، امنیت سرآغاز شکست است.
از این ک منتقد ندارید بترسید
در یک بازار شلوغ، اگر متمایز نباشید، نامرئی میشوید.
درود و خداقوت 🌱 خیلی کتاب عالی بود به خصوص برای کسانی که قصد شروع یه کسب و کار را دارند و نمیدونند چطوری شروع کنند یا کسانی که کسب و کارشون راکد شده و به سمت افول میره.
1_برای موفقیت باید بر این ترس غلبه کنید،زیرا در بازار مدرن،محصولات خسته کننده جایگاهی ندارند.در یک بازار شلوغ،اگر متمایز نباشید،نامرئی میشوید.
۲_ متمایز بودن به معنای جذب انتقاد است، زیرا شما در کانون توجه قرار خواهید گرفت.
3_اما انتقاد به معنای شکست نیست.اگر هیچ منتقدی نداشته باشید باید نگران باشید، زیرا نبود منتقد به معنی ایستادن در دایره ی امن است و همانطور که قبلاً گفتیم ،امنیت سرآغاز شکست است.
بنظرم برای هممون لازمه که این کتاب رو کامل و بارها بخونیم.
خیلی خوب بود، تشکر از زحمات و سایت خوبتون 💚✨
باید از دایره امن خودتون خارج بشید تا دیده بشین پس با ریسک کردن میتونید معرف محصول خودتون باشید
جالب بود فک کنم کتاب کامل رو بخونم🙏🌷
بسیاری از شرکتها دوست ندارند متمایز باشند؛ زیرا از توجه زیاد میترسند. آنها از انتقاد میترسند.
متمایز بودن به معنای جذب انتقاد است؛ زیرا شما در کانون توجه قرار خواهید گرفت.
نبود منتقد به معنی ایستادن در دایرهی امن است و همانطور که قبلاً گفتیم، امنیت سرآغاز شکست است.
این کتاب رو قبلا میخواستم بخونم اما نشد. الان حتما میخونمش
با تشکر از اکوتوپیا
مهمترین جمله کتاب به نظرم این بود:
امروزه، ریسک کردن امنتر از ریسکگریزی است.
خیلی ممنون 🙏💚
نباید از انتقاد ترسید و باید خودمون رو اصلا توی انتقاد بندازیم و سعی کنیم مهارت هارو بالا ببریم و فروش واقعا سخت شده…
از انتقاد نترسید از روزی بترسید که منتقد ندارید یعنی ور دایره امن قرار گرفته اید و این سر آغاز شکست است
راهبری دیدگاهها